اثری از لقمان چاهانی از شاعران انتشارات حوزه مشق
مثل ماهی در تلاطم های بی پایان بحر دل اسیر عشق می گردد، حیران می کند ناگهان افتادام در موج گیسوی خیال این جنون هر عاقلی را سخت حیران می کند از تو دردی مانده بر جانم که درمان ناپذیر عشق هر زخمی به دل باشد دوچندان می کند با نگاهی سرنوشت من رقم خورد و شکست باد گاهی شاخه ای را سخا لرزان می کند مثل آتش عاشقی با سوز می سوزد ولی گر بسوزد باز هم اینبار طوفان می کند عاشقان در غربت دنیا غریبند و غریب مرگ هم داغشان را کی پایان می کند ✍🏻لقمان چاهانی ...