اثری از یونس رجبی از شاعران انتشارات حوزه مشق
سی ساله این خونه شبیه قبلنا نیست هرشب کنارِ عکسِ تو تنها می شینم گفتن که فردا توی پارک پشتِ خونه فرصت بهم میدن جنازتو ببینم ... از وقتی گفتن توی راهِ خونه هستی اشکِ نگاهم خونه مونو غرق کرده هرچند سنگینه برام اما میدونم جسمِ تو با سی سالِ پیشت فرق کرده وقتی که حالم از همه دنیا گرفته با دیدنِ عکست دوباره جون میگیرم وقتِ قرارمون به جای گل تو دستات باید بیام چند تیکه استخوون بگیرم حس میکنم امشب کنار من نشستی چشماتو واکن تا نگاهت رو ببینم سی ساله هرشب منفجر میشم تو خونه سی ساله...