قلم شما

اثری از هنرمند فرهیخته علیرضا رضایی

اشک روی صورتم لغزید و رفت او همه احساسه من دزدید و رفت تا که فهمید گرفتار شدم او از این ابراز من ترسید و رفت تک گلی از شوق رویاند در دلم تک گل نازک دلم پوسید و رفت واژه ای روی لبم جا مانده بود او لبان سرد من بوسید و رفت بارها گفتم نرو ابری شوم پیک اشکان مرا نوشید و رفت بر لباسم عطر او آمیخته بود بالشه خیسه مرا بوئید و رفت علیرضا رضایی 💎❤️   روابط عمومی انتشارات بین المللی حوزه مشق https://hozeyemashgh.ir
قلم شما

چشم بودی اگر، اشک میشدم 

https://hozeyemashgh.ir کوه بودی اگر، صبر میشدم گل بودی اگر، گلبرگ میشدم چشم بودی اگر، اشک میشدم اما تو .. تو نه جانی که روح باشم و از تو بروم نه ابری، که باران شوم و ببارم و نه حتی خاطره‌ای که جایی بگذارمت و بروم تو تو قافیه های نامنظم یک شعری که نه میشود آن را نوشت و نه میشود آن را خواند تو را باید به همراه نفس در سینه حبس کرد و به همراه آهی عمیق در قلب دفن کرد این پایان تو نیست که تو هیچوقت برای من آغاز نشدی تو همیشه در من ادامه داشتی...
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟