داستانی از نازنین معصومه عسگری از نویسندگان انتشارات حوزه مشق
به نام خدایی که در این نزدیکیست ✨️🐞کفشدوزک زرگر🐞✨️ کفشدوزکی همراه با دو پسرش دریک خانه پرماجرا و زرق و برقی درمیان یکی از جنگلهای بزرگ و سرسبز زندگی می کردند خاله کفشدوزک که کارش دوختن کفشهای حشرات بند پایان بیشه بودحشرات به او میگفتن چه نوع و مدل کفشی دوست دارند وخاله کفشدوزک هم کفشهارا زود برای انها آماده میکرد و پسرانش سفارش مشتری هارا بدست صاحبانشان می رساندند. اما چون کفشدوزک به طلاو رنگ طلایی علاقه زیادی داشت درهر مدل از کفشها رنگ طلایی استفاده میکرد وزیبایی کارش را دو برابر میکرد البته ازنظر خودش اینگونه بوداین...