آمنه صادقی بانویی که شعر را از دل سکوت بیرون کشید
بانویی که شعر را از دل سکوت بیرون کشید
نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول
انتشارات حوزه مشق
بعضی واژهها، پیش از آنکه بر کاغذ بنشینند، در سینه میسوزند.
بعضی شعرها، پیش از آنکه گفته شوند، در سکوتی طولانی جان میگیرند.
و بعضی زنان، پیش از آنکه شاعر شوند، سالها زندگی را تجربه میکنند؛
با طعم تلخ فاصله، با اشکهای پنهان شبانه، با امیدی که خاموش نمیشود.
آمنه صادقی، یکی از همین زنهاست.
از همان کودکی، چیزی در وجودش با کتاب گره خورد؛
چه فرقی میکرد، کتاب درسی باشد یا رمان، مجله باشد یا روزنامه؟
مهم این بود که متن داشت، کلمه داشت، و او با جان و دل میخواند.
خواندن برایش مثل نفس کشیدن بود؛ بیوقفه، بیدلیل، بیبهانه.
در ۱۲ سالگی، اولین جرقهها زده شد.
همان سالهایی که آدمها هنوز نامت را با بازی و بیخیالی میشناسند،
او در خلوتی کودکانه، نوشتن را آغاز کرد؛
داستانهایی کوتاه، شعرهایی ساده و بیوزن، اما پُر از احساس.
و بعد، آشنایی با انجمن شعر شهرش، شد نقطهی عطف.
جایی که فهمید اگر بخواهد جدی بنویسد، باید جدی بیاموزد.
میان شعر نو و کلاسیک، راه غزل را انتخاب کرد.
راهی سخت، پر از قاعده و ظرافت، اما با اصالتی ریشهدار.
خواند، یاد گرفت، تمرین کرد.
بدون استاد خصوصی، بدون حمایت، بیهیچ تشویقی.
اما با عشقی که خاموش نمیشد.
مسیرش سخت بود.
دست تنها، بیپشتوانه، بیمحفل نقد.
شعرهایش را خودش مینوشت، خودش میخواند، خودش قضاوت میکرد.
اما هیچوقت از آموختن نایستاد.
حتی وقتی دانشگاه تمام وقتش را گرفت؛
حتی وقتی ازدواج کرد و مادر شد.
حتی وقتی زندگی آنقدر سنگین شد که ده سال،
ده سال تمام، دفتر شعرش را نبست… بلکه گم کرد.
ده سال دوری از نوشتن، ده سال دوری از خواندن، ده سال سکوت.
هیچکس تشویقش نکرد، هیچکس نگفت ادامه بده.
نه انجمنی، نه مخاطبی، نه حتی دوستی که بگوید:
«چرا نمینویسی؟ دلم برای شعرهایت تنگ شده…»
اما یک روز، بیمقدمه، دلش هوای کلمات کرد.
رفت سراغ وسایل قدیمیاش، دفتر شعرش را پیدا کرد،
و انگار که دفتری از زندگی خودش را دوباره ورق زده باشد،
تصمیم گرفت برگردد.
نه از اول، بلکه از جایی که رها کرده بود.
از دل همان دفتر خاکخورده، شاعر دوباره متولد شد.
حالا او شاغل بود.
زن بود، مادر بود، مسئول بود،
اما دیگر تنها نبود.
در کنارش انسانهایی بودند که شعر را میفهمیدند، نقد میکردند، باورش داشتند.
از جمله جناب آقای جبار رضایی، که با نقدهای سازندهاش،
نقطههای تاریک شعرهایش را روشن کرد و سبب شد
اولین کتابش با نام «تلنگر»، به چاپ برسد.
کتابی که نه فقط مجموعهای از غزلهاست،
بلکه شهادتی است بر بازگشت دوبارهی شاعری که زندگی،
او را برای مدتی از مسیر جدا کرده بود، اما شکستش نداده بود.
راه آسانی نبود.
گاهی باید تا نیمه شب بیدار میماند تا بیتی ناتمام را تمام کند.
گاهی در دل خستگیهای روزمره، میان دغدغههای کاری و مادری،
خودش را مجبور میکرد یک غزل دیگر بنویسد.
و گاهی تنها انگیزهاش، همان دفتر خاکخوردهای بود که حالا دوباره پُر شده بود.
اما آمنه صادقی فقط شاعر نیست.
او آموزگار است، و نویسنده کتابهای کار.
هفت جلد کتاب آموزشی برای دانشآموزان ابتدایی،
کنار دو کتاب شعر، حاصل سالهاییست که واژه را
نه فقط در شعر، بلکه در آموزش، در فهم، در تعلیم،
در روح دانشآموزانش دمیده است.
او، زنی است که با همهی محدودیتها،
نهتنها ایستاد، بلکه رشد کرد.
نهتنها نوشت، بلکه اثر گذاشت.
نهتنها شاعر ماند، بلکه آموزگار شعر و زندگی شد.
آمنه صادقی، نمایندهی زنانیست که کلمه را جدی میگیرند.
که با شعر نفس میکشند، حتی اگر ده سال حرفی نزنند.
او نماد آنهاییست که دفتر شعرشان را از زیر خاکستر فراموشی بیرون میکشند
و دوباره با همان شوقِ کودکی، با همان ایمانِ نوجوانی،
مینویسند، مینویسند، مینویسند…
از او بنویسیم،
برای همه زنانی که هنوز جایی در دلشان،
یک شعر ناتمام دارند…
از قلم تا جاودانگی… با شما!
انتشارات حوزه مشق با عشق به کتاب و باور به استعدادهای این مرز و بوم فعالیت میکند. ما به جای ساختن کتابهای سطحی، به خلق آثار ماندگار و حمایت از نویسندگان و شاعران عزیزمان افتخار میکنیم. هر نقدی که از روی خیرخواهی و سازندگی باشد، گوش جان میسپاریم؛و با قدرت به مسیرمان ادامه میدهیم.
خدمات ما شامل چاپ کتابهای شعر، داستان، رمان، دلنوشته، کتاب کودک، ترجمه و تبدیل پایاننامه به کتاب است.
انتشارات حوزه مشق؛ جایی برای رویش، قلم و جاودانگی.
09393353009
09191570936
#چاپ_داستان #چاپ_شعر #چاپ_رمان #داستان #شعر #رمان #شاعر #نویسنده #چاپ_کتاب #فردین_احمدی #حوزه_مشق #انتشارات_حوزه_مشق #نویسنده #محقق #پژوهشگر #مترجم #ایران #قلم #کتاب #ادبیات #فرهنگ #هنر