سیده زهرا مرتضوی زاده بانویی با دو شمشیر؛ یکی قانون، یکی غزل
بانویی با دو شمشیر؛ یکی قانون، یکی غزل
نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات حوزه مشق
در شهری که خیابانهایش با قدمهای آدمهای بیحوصله و خسته اندازه گرفته میشود، زنی ایستاده که در دل طوفان پروندهها و واژههای حقوقی، هنوز هم صدای بال پروانهها را میشنود.
زنی از جنس قانون و شعر. زنی که نامش “سیده زهرا مرتضویزاده” است؛ متولد بهار.
و مگر میشود کسی بهاری باشد و دلش بوی غزل ندهد؟
تهرانِ پرهیاهو، مادری است که هم فرزند قاضی میزاید، هم شاعر. اما زهرا مرتضویزاده، هر دو را با هم زاده شد. کارشناسی حقوق خواند، سالها در میانهی جدالهای سرد و بیرحمِ دادگاه کیفری، دل سپرد به عدالت، به سکوت بعد از صدور رأی، به نگاههای سرشار از اشک و التماس، به ضربههای قانون بر شانهی بیقانونی.
اما عجیب است که این خشونت روزمره، هرگز دلی را که برای شعر میتپد، خشک نکرد.
او نوشتن را از داستان آغاز کرد، از شعر سپید. واژههایی که بیوزن اما پُرمعنا روی صفحه میدویدند. اما روزی رسید که شعر، در درونش قامت ایستاد، وزن گرفت، قافیه یافت، و شد غزل.
و چه غزلی!
غزلی از درون زنی که در روز با قانون سروکار دارد، اما شبها با احساس، با اشک، با عاشقانههایی که از پسِ نگاهِ کسی میگذرد که پشت میزش رأی مینویسد، نه دلدادگی.
سیده زهرا مرتضویزاده، با پشتکار و مطالعه، غزل را چون چاقویی کهنه صیقل داد.
او نه از مکتب ادبی خاصی آمد و نه از بطن سنتیترین حلقههای شعر فارسی، اما روحش چنان با واژهها آشنا بود که خیلی زود، صدای غزلش در میان جمع کاربران مجازی شنیده شد.
او نهتنها از حمایت خوانندگانش بهرهمند شد، بلکه خیلیها در شعرهایش خودشان را یافتند.
او به یادمان آورد که شاعر فقط کسی نیست که در کنج عزلت، از عشق بنویسد؛ شاعر میتواند کسی باشد که روزها حکم قصاص یا برائت مینویسد و شبها دلش برای بیتی بلرزد.
از دل این همه حس، دو کتاب متولد شدند.
کتاب نخست، “آنچه نگفتهایم” که از سوی انتشارات حوزه مشق منتشر شد، ترجمان دلنگفتههاییست که خیلیها در دل دارند اما توان بازگو کردنش را ندارند.
و کتاب دوم، “نوای بیصدا”، که به شکلی خاص و متفاوت، به دو زبان منتشر شد. کتابی برای همه آنهایی که شعر را نه فقط با زبان مادری، که با زبان دل میخوانند.
“نوای بیصدا” تنها یک مجموعه شعر نیست؛ پلی است از واژه به واژه، از تهران تا تمام دلهایی که شعر را حس میکنند.
او شعر را فقط برای زنان یا عاشقان ننوشته؛ شعرش مثل خودش، برای عدالت است، برای انسانیت، برای بودن.
زهرا مرتضویزاده، زنیست که مسیر دشوارِ قانون را با کفشهای شعر طی کرده.
نه از دنیا بریده، نه در دنیا غرق شده.
مینویسد چون باید بنویسد. چون اگر ننویسد، دلش از شدت درد قانون منفجر میشود.
شعر برای او زخممرهم است، فریادی بیصدا، نجوایی بلند، نجاتی که از قاضی بودن جداست، اما روح قضاوت را کامل میکند.
در جهانی که آدمها برای دیده شدن میدوند، او فقط خودش است. نه تقلیدی، نه تظاهری.
با دستی بر قانون و دستی بر قلم، چنان ایستاده که گویی خودش تعادلیست میان عدالت و احساس.
او به ما آموخت که زن بودن، قاضی بودن، شاعر بودن، همه میتواند در یک روح جمع شود؛ اگر آدم دلش را زنده نگه دارد.
سیده زهرا مرتضویزاده، نه فقط یک شاعر است، نه فقط یک قاضی، بلکه سندی زنده است بر اینکه در میان گرد و غبار پروندهها، هنوز هم میشود از عشق نوشت، از اندوه، از آزادی.
و چه زیباست زنی که در میان طوفانِ دنیا، هنوز بوی غزل میدهد…
از قلم تا جاودانگی… با شما!
انتشارات حوزه مشق با عشق به کتاب و باور به استعدادهای این مرز و بوم فعالیت میکند. ما به جای ساختن کتابهای سطحی، به خلق آثار ماندگار و حمایت از نویسندگان و شاعران عزیزمان افتخار میکنیم. هر نقدی که از روی خیرخواهی و سازندگی باشد، گوش جان میسپاریم؛و با قدرت به مسیرمان ادامه میدهیم.
خدمات ما شامل چاپ کتابهای شعر، داستان، رمان، دلنوشته، کتاب کودک، ترجمه و تبدیل پایاننامه به کتاب است.
انتشارات حوزه مشق؛ جایی برای رویش، قلم و جاودانگی.
09393353009
09191570936
#چاپ_داستان #چاپ_شعر #چاپ_رمان #داستان #شعر #رمان #شاعر #نویسنده #چاپ_کتاب #فردین_احمدی #حوزه_مشق #انتشارات_حوزه_مشق #نویسنده #محقق #پژوهشگر #مترجم #ایران #قلم #کتاب #ادبیات #فرهنگ #هنر