سحر شاه حسینی بانویی که جنوب شهر را شاعرانه ساخت
بانویی که جنوب شهر را شاعرانه ساخت
روایتی از سحر شاهحسینی؛ هنرمندی با روحی مادرانه، جنگجویی خستگیناپذیر در کوچههای فراموششده
نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات حوزه مشق
در جنوب تهران، جایی که دیوارهای نمکشیده و نگاههای خسته، قصههای ناگفتهی بسیاری را در دل خود دارند، زنی ایستاده که به جای تسلیم، آستین بالا زده و واژهها، سازها، قلمموها و طرحها را چون سربازانی کنار خود چیده تا شهری از عشق، امید و هنر بسازد.
سحر شاهحسینی فقط یک شاعر یا یک مدیر فرهنگی نیست؛ او یک روح بیدار است، زنی که واژهها را شنید، پیش از آنکه نوشته شوند؛ و به جای آنکه بر کاغذ بمانند، در قلب محلههای محروم روییدند.
اولین شعرش را در هفتسالگی گفت؛ وقتی صدای خشخش برگها در باغ پدریاش او را از بازی به شعر کشاند. خیلیها شاید از همان نقطه، راهی سطر و قافیه میشدند، اما او راهش را میان مردم جُست.
از نوجوانی موسیقی را با ساز دف آغاز کرد، طراحی و نقاشی را تجربه کرد، بعدها به خیاطی و آشپزی هم سرک کشید. اما آنچه به زندگیاش معنا داد، نه تنها هنر بود، بلکه هنرِ بودن برای دیگران بود.
در بیستسالگی، قدمی در تلویزیون گذاشت؛ درگیر چند طرح برنامه شد، اما زودتر از آنکه بتواند در آن مسیر جا بیفتد، به حقیقتی عمیقتر رسید: رسالتش نه پشت دوربین، که در دل کوچهها و در کنار آدمهاست.
او به محلهی مینابی رفت. جایی که از زرقوبرق شهر فاصله داشت، اما آسمانش همانقدر آبی بود. او آنجا را انتخاب نکرد، شاید مینابی او را انتخاب کرد.
در دل محرومیت، خانهای ساخت؛ نه از آجر و سیمان، که از اعتماد و مهر. سالهاست که مدیر مجموعه فرهنگی مینابیست. جایی که کودکان، نوجوانان، زنان و سالمندان با لبخند وارد میشوند و با امید بیرون میآیند.
نه یک کتابخانه ساده، نه یک مرکز آموزشی معمولی؛ مینابی پناهگاهیست برای آنهایی که سالها نادیده گرفته شدند.
او در هیاهوی روزمره، جنگ با سازمانها، کمبود منابع و بیمهریها، دست نکشید. مثل شاعری که هر واژه را میتراشد، سحر شاهحسینی هر روز، آجر به آجر، فرهنگ را در محلهای فراموششده ساخت.
او تنها مدیر نیست، دوست است. کسی که چهرهی مادرانه دارد، حتی وقتی خسته است، حتی وقتی در دلش بغض است.
کتاب «قصه دوستان» اولین اثر چاپشدهاش است؛ اما به جرات میتوان گفت: «مینابی» خود کتابی زنده از تلاشها، شکستها، امیدها و پیروزیهای اوست.
اکنون او در حال نگارش اثری است که داستان همین سالهای پُرماجرا و بیوقفه را روایت میکند؛ کتابی که نه فقط خاطرهنویسی، بلکه بیانیهای فرهنگیست؛ گزارشی از یک زندگی وقفشده برای آدمها.
سحر باور دارد که انسان باید به کمال برسد. برای همین همیشه در حال یادگیری است؛ نه برای مدرک، نه برای پُز دادن، بلکه برای بهتر شدن و بهتر زیستن.
و چه کمالی بالاتر از اینکه بتوانی نقطهای کوچک از این جهان را روشنتر کنی؟
وقتی به چشمان سحر نگاه میکنی، شوقی پنهان اما محکم را میبینی. او از آن زنهاییست که تاریخ سکوتشان را نمینویسد، اما نسلها آنها را به یاد خواهند آورد. زنانی که هیچوقت بر سر هیچکس فریاد نزدند، اما با حضورشان، فریادِ زندگی بودند.
امروز که از او مینویسیم، در واقع از هزاران کودکی مینویسیم که به لطف حضور او، فرصت بازی، آموزش، خواندن و نوشتن را یافتهاند.
از زنانی مینویسیم که توانمند شدهاند. از سالمندانی مینویسیم که در دوران فراموششدگی، کسی را برای حرف زدن یافتهاند.
و از دختری مینویسیم که یک روز در باغ پدری، از صدای برگها شعر ساخت، و امروز در باغ زندگی دیگران، میوهی عشق و آموزش میکارد.
سحر شاهحسینی، زنیست که واژهها را به خانهی مردم برد، نه برای شعر گفتن، برای زندگی ساختن.
او در مینابی تنها مدیر نبود؛ شاعر دلها بود. معمار روحها. مادری برای رؤیاهای خاموششده.
و اگر بخواهیم از او فقط با یک جمله یاد کنیم، باید گفت:
زنی که جنوب شهر را شاعرانه ساخت…
از قلم تا جاودانگی… با شما!
انتشارات حوزه مشق با عشق به کتاب و باور به استعدادهای این مرز و بوم فعالیت میکند. ما به جای ساختن کتابهای سطحی، به خلق آثار ماندگار و حمایت از نویسندگان و شاعران عزیزمان افتخار میکنیم. هر نقدی که از روی خیرخواهی و سازندگی باشد، گوش جان میسپاریم؛و با قدرت به مسیرمان ادامه میدهیم.
خدمات ما شامل چاپ کتابهای شعر، داستان، رمان، دلنوشته، کتاب کودک، ترجمه و تبدیل پایاننامه به کتاب است.
انتشارات حوزه مشق؛ جایی برای رویش، قلم و جاودانگی.
09393353009
09191570936
#چاپ_داستان #چاپ_شعر #چاپ_رمان #داستان #شعر #رمان #شاعر #نویسنده #چاپ_کتاب #فردین_احمدی #حوزه_مشق #انتشارات_حوزه_مشق #نویسنده #محقق #پژوهشگر #مترجم #ایران #قلم #کتاب #ادبیات #فرهنگ #هنر