قلم شما

علامه مرتضی رضوی؛ متفکری میان آسمان و جامعه، از کیهان‌شناسی تا کنش سیاسی

علامه مرتضی رضوی؛ متفکری میان آسمان و جامعه، از کیهان‌شناسی تا کنش سیاسی

نویسنده: دکتر فردین احمدی؛ مدیرمسئول انتشارات بین‌المللی حوزه مشق

علامه مرتضی رضوی، زاده ۲۶ دی ۱۳۲۶، از چهره‌های کم‌نظیر اندیشه معاصر ایران است؛ اندیشمندی چندساحتی که مرزهای رایج میان فقه، فلسفه، کلام، تفسیر، جامعه‌شناسی و حتی کیهان‌شناسی را درنوردیده و کوشیده است تصویری منسجم از «انسان، جهان و دین» ارائه دهد. نام او با نویسندگی پرکار، نظریه‌پردازی جسورانه و حضور مسئولانه در عرصه سیاست پیش و پس از انقلاب اسلامی گره خورده است؛ حضوری که اوج آن، نمایندگی دوره دوم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تبریز پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود.

علامه رضوی از نسل اندیشمندانی است که تحصیل علوم دینی را به معنای کناره‌گیری از مسائل زمانه تلقی نکردند. او در قامت فقیه و مفسر، به متن‌های دینی وفادار ماند و در مقام فیلسوف و متکلم، از پرسش‌های بنیادین عصر جدید نهراسید. همین رویکرد، او را به سوی تأملات کلان درباره هستی، انسان و جامعه سوق داد؛ تأملاتی که در آثارش ردّ پررنگی از پیوند میان معرفت دینی و علوم انسانی دیده می‌شود.

یکی از ویژگی‌های برجسته اندیشه علامه مرتضی رضوی، نگاه کیهان‌شناختی اوست. ورود یک فقیه و متکلم به عرصه کیهان‌شناسی، در نگاه نخست غیرمنتظره می‌نماید، اما در منظومه فکری رضوی، این ورود کاملاً معنا‌دار است. او باور دارد که فهم درست از دین، بدون درک جایگاه انسان در هستی ممکن نیست. از همین رو، مباحث مربوط به خلقت، ساختار جهان و نسبت انسان با کیهان، در اندیشه او جایگاهی محوری دارد. این رویکرد، تلاشی است برای گفت‌وگو میان آموزه‌های دینی و دستاوردهای علمی، بدون فروکاستن هیچ‌یک به دیگری.

در حوزه فقه و تفسیر، علامه رضوی از جمله اندیشمندانی است که به «کاربرد اجتماعی دین» می‌اندیشد. فقه در نگاه او، صرفاً نظامی از احکام فردی نیست، بلکه چارچوبی برای سامان‌دهی زندگی جمعی و تحقق عدالت اجتماعی است. تفسیر قرآن نیز در آثار او، تفسیری پویا و مسئله‌محور است؛ تفسیری که می‌کوشد پیام آیات را با نیازهای انسان معاصر پیوند بزند و از حبس معنا در گذشته بپرهیزد.

بُعد جامعه‌شناختی اندیشه علامه رضوی، از تجربه زیسته او در میدان سیاست و اجتماع تغذیه می‌کند. او از مبارزان پیش از انقلاب اسلامی بود و هزینه‌های این مسیر را نیز پذیرفت. پس از پیروزی انقلاب، ورودش به مجلس شورای اسلامی، ادامه همان دغدغه‌ها در قالبی رسمی‌تر بود. نمایندگی مردم تبریز در دوره دوم مجلس، برای او نه سکوی قدرت، بلکه فرصتی برای پیوند اندیشه و عمل بود. او می‌کوشید صدای عدالت‌خواهی و عقلانیت دینی را در ساختار قانون‌گذاری بازتاب دهد.

با این حال، علامه رضوی را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک سیاستمدار تحلیل کرد. سیاست، در منظومه فکری او، امری ذیل اخلاق و معرفت است. او از سیاست‌زدگی پرهیز دارد و همواره بر این نکته تأکید می‌کند که قدرت، اگر از پشتوانه اخلاقی و عقلانی تهی شود، به ضدّ خود بدل خواهد شد. همین نگاه انتقادی و در عین حال مسئولانه، سبب شد که او پس از دوره‌ای کنش سیاسی رسمی، تمرکز خود را بیش از پیش بر کار علمی و نظریه‌پردازی بگذارد.

نویسندگی علامه مرتضی رضوی، جلوه‌ای دیگر از چندبعدی بودن اوست. آثار او، طیفی گسترده از مباحث کلامی و فلسفی تا مسائل اجتماعی و فرهنگی را دربر می‌گیرد. نثر او، غالباً تحلیلی، استدلالی و در عین حال صریح است. او از پیچیده‌گویی بی‌ثمر پرهیز می‌کند و می‌کوشد مفاهیم دشوار را با زبانی روشن و منسجم عرضه کند. همین ویژگی، آثارش را برای طیف وسیعی از مخاطبان، از طلاب و دانشگاهیان تا علاقه‌مندان مباحث فکری، قابل استفاده ساخته است.

علامه رضوی را می‌توان نظریه‌پردازی دانست که دغدغه «نظام‌سازی فکری» دارد. او به قطعه‌قطعه دیدن دین و جامعه رضایت نمی‌دهد و در پی ارائه تصویری کلان از نسبت انسان، دین، علم و سیاست است. این نگاه کل‌نگر، هرچند گاه با نقدها و چالش‌هایی مواجه شده، اما بی‌تردید از جسارت فکری و استقلال رأی او حکایت دارد؛ ویژگی‌ای که در فضای اندیشه‌ورزی معاصر، نعمتی کمیاب است.

در روزگاری که تخصص‌گرایی افراطی گاه به گسست میان علوم و بی‌اعتنایی به تصویر کلان از انسان و جهان می‌انجامد، حضور متفکرانی چون علامه مرتضی رضوی یادآور ضرورت گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای است. او نشان می‌دهد که می‌توان فقیه بود و به کیهان اندیشید، متکلم بود و جامعه را فهمید، و سیاست را نه هدف، بلکه ابزاری در خدمت حقیقت دانست.

پرداختن رسانه‌ای به چهره‌هایی از جنس علامه رضوی، فرصتی برای بازاندیشی در الگوهای فکری معاصر است. او نمونه‌ای از اندیشمند ایرانی است که در برابر پرسش‌های بزرگ زمانه سکوت نکرده و کوشیده است پاسخی ریشه‌دار، دینی و در عین حال عقلانی ارائه دهد. چنین چهره‌هایی، سرمایه‌های فکری جامعه‌اند؛ سرمایه‌هایی که شناخت و نقد منصفانه آنان، می‌تواند افق‌های تازه‌ای پیش روی نسل جوان بگشاید.

بی‌تردید، علامه مرتضی رضوی چه در مقام نویسنده و نظریه‌پرداز، چه در جایگاه فقیه و متکلم، و چه در تجربه سیاسی‌اش، بخشی از تاریخ اندیشه معاصر ایران را نمایندگی می‌کند؛ تاریخی که بدون توجه به این چهره‌های چندبعدی، ناقص و ناتمام خواهد ماند.

 

 

روابط عمومی انتشارات بین المللی حوزه مشق

Author Image
فردین احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟