میرزا جعفر قزوینی؛ فقیهی که قلمش به ادب شیعه جان بخشید
میرزا جعفر قزوینی؛ فقیهی که قلمش به ادب شیعه جان بخشید
نویسنده: دکتر فردین احمدی؛ مدیرمسئول انتشارات بینالمللی حوزه مشق
میرزا جعفر قزوینی از جمله چهرههایی است که نام او در تاریخ اندیشه و ادب شیعه، با وقار علمی و نجابت قلم گره خورده است. فقیهی ژرفاندیش، شاعری خوشقریحه و ادیبی آشنا با ظرایف زبان فارسی و عربی که در سال ۱۲۵۸ هجری شمسی، همزمان با اول محرم ۱۲۹۷ هجری قمری، چشم از جهان فروبست. یاد او یادآور دورهای از تاریخ فرهنگی ایران است که در آن، عالم دینی نهتنها مرجع استنباط احکام، بلکه مرشد اخلاق، زباندان و حامل فرهنگ عمومی جامعه نیز بهشمار میرفت.
میرزا جعفر قزوینی در فضایی بالید که پیوند میان فقه و ادب، پیوندی طبیعی و ضروری تلقی میشد. حوزههای علمی آن روزگار، محل پرورش عالمانی بود که هم با متون فقهی و اصولی مأنوس بودند و هم با شعر، نثر و صناعات ادبی. در چنین بستری، قزوینی توانست شخصیتی چندوجهی بسازد؛ شخصیتی که دانش دینی را با ذوق ادبی و حساسیت زبانی درهم آمیخت و از این رهگذر، به یکی از چهرههای اثرگذار عصر خود بدل شد.
جایگاه فقهی میرزا جعفر قزوینی، بر پایه تسلط بر منابع اصلی فقه شیعه و دقت در روش استنباط شکل گرفته بود. او از فقیهانی بود که فقه را نه صرفاً مجموعهای از احکام عملی، بلکه نظامی معرفتی میدانست که بدون اخلاق، ادب و فهم درست از زبان، ناقص میماند. این نگاه، سبب شد که آثار و آموزههای او، علاوه بر ارزش فقهی، واجد بعدی تربیتی و فرهنگی نیز باشند.
اما آنچه نام میرزا جعفر قزوینی را از بسیاری از همعصرانش متمایز میکند، حضور پررنگ او در عرصه ادب و شعر است. او شاعری بود که شعر را ابزار بیان حقیقت میدانست، نه وسیلهای برای اغراق یا نمایش صرف ذوق. در اشعار او، مفاهیم دینی، اخلاقی و انسانی با زبانی روان و آراسته بیان میشود؛ زبانی که هم از سنت ادبی فارسی بهره میبرد و هم از عمق معارف شیعی سیراب میشود. شعر او نه خطابه است و نه تصنع؛ بلکه گفتوگویی صمیمی میان اندیشه و احساس است.
ادب در نگاه میرزا جعفر قزوینی، صرفاً مهارتی زبانی نبود، بلکه شیوهای از زیستن بهشمار میرفت. ادب، بهمثابه رعایت حرمتها، دقت در واژهها و پرهیز از افراط در داوری، در سراسر زندگی علمی و اجتماعی او قابل مشاهده است. او از آن دست عالمانی بود که پیش از آنکه سخن بگوید، میاندیشید و پیش از آنکه قلم بزند، مسئولیت کلمه را درک میکرد. همین ویژگی، آثار او را از شتابزدگی و سطحینگری مصون داشته است.
در بستر تاریخ تشیع، نقش ادیبان فقیه کمتر از نقش فقیهان صرف نیست. این گروه از عالمان، پل ارتباطی میان توده مردم و معارف عمیق دینی بودهاند. میرزا جعفر قزوینی نیز در همین جایگاه میایستد؛ عالمی که توانست زبان دین را برای مخاطبان خود قابل فهم، دلنشین و اثرگذار سازد. او میدانست که پیام دینی، اگر در قالبی زیبا و دقیق ارائه نشود، از تأثیرگذاری لازم برخوردار نخواهد بود.
درگذشت میرزا جعفر قزوینی در آغاز محرم، خود حامل معنایی نمادین است. محرم، ماه اندیشه، سوگ و بازخوانی حقیقت است و یاد چنین عالمانی در این ایام، فرصتی برای تأمل دوباره در نسبت علم، ادب و مسئولیت اجتماعی عالم دینی فراهم میآورد. او از جمله کسانی بود که دانش را در خدمت تهذیب نفس و ارتقای فهم جمعی جامعه به کار گرفت، نه در خدمت جدل یا برتریجویی.
امروز که جامعه ما با چالشهای گوناگون فرهنگی و زبانی روبهروست، بازخوانی میراث چهرههایی چون میرزا جعفر قزوینی میتواند الهامبخش باشد. او به ما میآموزد که دین بدون زبان درست، شنیده نمیشود و علم بدون ادب، ماندگار نخواهد بود. در روزگاری که گاه خشونت کلامی و شتاب در قضاوت، فضای گفتوگوی اجتماعی را تیره میکند، یاد این ادیب فقیه، دعوتی است به بازگشت به وقار زبان و عمق اندیشه.
بزرگداشت میرزا جعفر قزوینی، تنها ادای احترام به یک شخصیت تاریخی نیست؛ بلکه یادآوری یک الگوست. الگویی از عالم دینی که همزمان فقیه است و شاعر، هم آموزگار شریعت است و هم پاسدار فرهنگ. چنین الگوهایی، سرمایههای هویتی ما هستند و معرفی دوباره آنان به نسل امروز، میتواند پیوند میان گذشته پربار و آینده آگاهانه را تقویت کند.
بیتردید، پرداختن علمی و رسانهای به زندگی و آثار میرزا جعفر قزوینی، راهی برای احیای سنتی است که در آن، علم و ادب دو روی یک حقیقتاند. یادش گرامی و نامش در تاریخ فرهنگ و اندیشه شیعه ماندگار باد.
روابط عمومی انتشارات بین المللی حوزه مشق