گفتگو با بانوی هنرمند بازیگر مستعد سیما انبائی
۱. ورود شما به عرصه تئاتر با نمایش «دایناسور» رقم خورد. چه شد که تئاتر را برای نخستین تجربه جدی هنری خود انتخاب کردید؟
تئاتر برای من از ابتدا فقط یک علاقه نبود، بلکه نوعی نیاز درونی بود؛ نیازی برای دیده شدنِ صادقانه و بدون واسطه. احساس میکردم اگر قرار است وارد دنیای هنر شوم، باید از جایی شروع کنم که بازیگر کاملاً در معرض قضاوت قرار میگیرد. نمایش «دایناسور» این امکان را به من داد که نخستین تجربه جدیام را در فضایی حرفهای، اما انسانی و امن آغاز کنم و خودم را واقعاً روی صحنه امتحان کنم.
۲. نخستین حضور روی صحنه، معمولاً با اضطراب و هیجان همراه است. از تجربه اولین اجرا برایمان بگویید؛ چه احساسی داشتید؟
اولین اجرا برای من تجربهای کاملاً متفاوت و فراموشنشدنی بود.حقیقتا کمک ها و حمایت های آقای حسین مهرکام کارگردان کار، آقایان مهدی مهرکام و میلاد شهرکی که هرکدام از بازیگران و کارگردانان مطرح استان هستند این استرس رو به حدااقل ممکن رسوند و جای خودش رو به اعتماد بنفس داد. با شروع اجرا، انگار همهچیز بهطور طبیعی در جای خودش قرار گرفت. ارتباط با صحنه و مخاطب و همچنین هم بازی بودن با دو بازیگر حرفه ای و حمایتشون باعث شد آرامش بگیرم و همان لحظه فهمیدم که تئاتر میتواند خانه امن من باشد.
۳. نقش شما در نمایش «دایناسور» چه ویژگیهایی داشت و برای نزدیک شدن به این نقش چه مسیر تمرینی را طی کردید؟
نقشم در «دایناسور» شخصیتی داشت که بخش زیادی از بار احساسی رو به دوش می کشید. و به نوعی لیدر نمایش بود. شخصیتی که باید از طرفی صلابت بانوی جنوبی رو به نمایش می گذاشت و از طرفی احساسات و ظرایف یک زن رو نشون می داد. برای نزدیک شدن به این نقش، بارها متن را با دقت خواندم، درباره پیشزمینه شخصیتی او فکر کردم و سعی کردم منطق رفتاریاش را بفهمم. تمرینهای مستمر و استفاده از تجربههای شخصی کمک کرد تا بتوانم نقش را نه فقط بازی، بلکه زندگی کنم.از طرفی گفت و گو با کارگردان نمایش و نویسنده ی کار جناب آقای روحی هم کمک بسیاری به فهم شخصیت کرد.
۴. همکاری با حسین مهرکام بهعنوان کارگردان را چگونه ارزیابی میکنید؟ این همکاری چه تأثیری در رشد بازیگری شما داشت؟
همکاری با آقای حسین مهرکام برای من یکی از مهمترین بخشهای این تجربه بود. او با نگاه دقیق و صبورانهاش به بازیگر کمک میکند تا بهجای اغراق، به صداقت برسد. راهنماییهای او باعث شد درک عمیقتری از موقعیت، میزانسن و کنترل احساسات روی صحنه پیدا کنم و این موضوع نقش زیادی در رشد بازیگریام داشت.
۵. همبازی شدن با مهدی مهرکام و میلاد شهرکی، بهویژه در نخستین تجربه حرفهای، چه دستاوردی برای شما به همراه داشت؟
همبازی شدن با آنها برای من یک فرصت آموزشی واقعی بود. دیدن تمرکز، نظم و تعامل حرفهایشان روی صحنه باعث شد اهمیت گوش دادن به شریک بازی و هماهنگی گروهی را بهتر درک کنم. این تجربه به من آموخت که تئاتر بدون اعتماد و همراهی گروه معنا ندارد.
۶. نمایش «دایناسور» در جشنوارههای معتبر استانی و منطقهای درخشید. این موفقیتها چه احساسی در شما ایجاد کرد؟
موفقیت نمایش در جشنواره برای من ترکیبی از خوشحالی، غرور و مسئولیت بود. خوشحال بودم که تلاشهای گروه دیده شده و در عین حال حس کردم این دیده شدن، تعهد من را نسبت به ادامه مسیر حرفهای بیشتر میکند.
۷. بهعنوان یک بازیگر تازهوارد، فضای حرفهای جشنواره و مواجهه با داوران و مخاطبان تخصصی را چگونه تجربه کردید؟
حضور در فضای جشنواره برای من بسیار جدی و تأثیرگذار بود. مواجهه با داوران و مخاطبان تخصصی باعث شد نگاهم واقعبینانهتر شود و بفهمم بازیگری نیازمند یادگیری مداوم و تجربهاندوزی است. این فضا برایم هم چالشبرانگیز بود و هم انگیزهبخش.
۸. فکر میکنید مهمترین نقطه قوت نمایش «دایناسور» چه بود که توانست نظر داوران جشنواره را جلب کند؟
به نظرم مهمترین نقطه قوت «دایناسور» صداقت در روایت و انسجام در اجرا بود. نمایش تلاش نمیکرد تماشاگر را با اغراق تحت تأثیر قرار دهد، بلکه با پرداخت درست شخصیتها و بازیهای کنترلشده، ارتباطی واقعی با مخاطب برقرار میکرد.
۹. تئاتر در شهرستان فریمان ساخته و اجرا شد. به نظر شما تئاتر شهرستانها چه ظرفیتها و چه چالشهایی دارد؟
تئاتر شهرستانها پر از استعدادهای خلاق و پرانگیزه است، اما معمولاً با محدودیت امکانات و دیده نشدن مواجه است. با این حال، همین شرایط باعث میشود هنرمندان با عشق و تعهد بیشتری کار کنند. اگر حمایت و توجه بیشتری صورت بگیرد، شهرستانها میتوانند نقش مهمی در جریان تئاتر کشور داشته باشند.
۱۰. آیا بازخوردی از مخاطبان یا منتقدان دریافت کردید که برای شما الهامبخش یا تعیینکننده باشد؟
بله، بازخوردهایی که به همذاتپنداری مخاطب با نقش اشاره داشتند، برای من بسیار الهامبخش بود. شنیدن اینکه تماشاگر توانسته با شخصیت ارتباط برقرار کند، برایم ارزشمندترین نتیجه این تجربه بود.
۱۱. بعد از این تجربه موفق، چه برنامهای برای ادامه مسیر هنری خود دارید؟ آیا تئاتر را بهصورت جدی دنبال خواهید کرد؟
بعد از این تجربه تصمیم گرفتم بازیگری را با جدیت بیشتری دنبال کنم. قصد دارم آموزش ببینم، در پروژههای متنوع حضور داشته باشم و قدمبهقدم مسیرم را بسازم. تئاتر برای من فقط یک تجربه گذرا نبود، بلکه آغاز یک مسیر جدی است.
۱۲. اگر بخواهید پیامی به بانوان علاقهمند به بازیگری و تئاتر بدهید که در آغاز راه هستند، چه میگویید؟
به بانوانی که تازه وارد این مسیر میشوند میگویم به خودشان ایمان داشته باشند و از سختیها نترسند. مسیر هنر نیازمند صبر، پشتکار و شجاعت است. اگر با عشق ادامه بدهند و خودشان را دستکم نگیرند، حتماً جایگاهشان را پیدا خواهند کرد.
از قلم تا جاودانگی… با شما!
انتشارات حوزه مشق با عشق به کتاب و باور به استعدادهای این مرز و بوم فعالیت میکند. ما به جای ساختن کتابهای سطحی، به خلق آثار ماندگار و حمایت از نویسندگان و شاعران عزیزمان افتخار میکنیم. هر نقدی که از روی خیرخواهی و سازندگی باشد، گوش جان میسپاریم؛و با قدرت به مسیرمان ادامه میدهیم.
خدمات ما شامل چاپ کتابهای شعر، داستان، رمان، دلنوشته، کتاب کودک، ترجمه و تبدیل پایاننامه به کتاب است.
انتشارات حوزه مشق؛ جایی برای رویش، قلم و جاودانگی.
09393353009
09191570936
#چاپ_داستان #چاپ_شعر #چاپ_رمان #داستان #شعر #رمان #شاعر #نویسنده #چاپ_کتاب #فردین_احمدی #حوزه_مشق #انتشارات_حوزه_مشق #نویسنده #محقق #پژوهشگر #مترجم #ایران #قلم #کتاب #ادبیات #فرهنگ #هنر