اثری از فریبا جهانی از شاعران انتشارات حوزه مشق
تا تو را دیدم چو ابری سرخ حیرانت شدم مثل یک ماهی عاشق من پریشانت شدم آنچنان کم طاقتم کردی که از دوری تو سر به زانویم گرفتم ،بسکه ویرانت شدم عاشقت هستم ؛چگونه با خیالت سر کنم من که تیری در نگاه آن رقیبانت شدم غم شکفت در حال بیمارم ،که رازم را شنید بیخبر از رفتنت بودم که مهمانت شدم بسته بودم دل به َشهرت ،تا تو را پیدا کنم غافل از این قبل تر ها،وصله بر جانت شدم خواستم تسبیح گوی چشم پر مهرت شوم ای دریغا ،قبله ی تاریک ایمانت شدم شمع خاموشم نمیسوزم من از...