بهترین انتشارات ایران کدام است؟
بهترین انتشارات ایران کدام است؟
راهنمایی صریح برای نویسندگانی که به چاپ حرفهای کتاب فکر میکنند
مقدمه: انتخاب انتشارات، مهمتر از نوشتن کتاب
در سالهای اخیر، هزاران نفر در ایران دست به قلم شدهاند؛ رمان نوشتهاند، شعر سرودهاند، کتاب کودک آماده کردهاند، آثار علمی و آموزشی تولید کردهاند و حتی پایاننامههای خود را به کتاب تبدیل کردهاند. اما واقعیت این است که همه کتابها موفق نمیشوند و دلیل اصلی آن، نه ضعف نویسنده، بلکه انتخاب اشتباه انتشارات است.
به همین دلیل، امروز یکی از پرتکرارترین جستجوهای گوگل این است: بهترین انتشارات ایران برای چاپ کتاب
بهترین انتشارات ایران چه ویژگیهایی دارد؟
برای اینکه یک انتشارات را بتوان «بهترین» نامید، صرف داشتن مجوز کافی نیست. بهترین انتشارات ایران باید چند ویژگی اساسی را همزمان داشته باشد:
1. امکان چاپ انواع کتاب (رمان، شعر، کودک، علمی، آموزشی و…)
2. مشاوره واقعی و صادقانه با نویسنده
3. ویرایش حرفهای متناسب با نوع اثر
4. طراحی جلد اصولی و بازارپسند
5. شناخت مخاطب و بازار نشر
6. انتشار قانونی با مجوزهای رسمی
7. همراهی نویسنده از ایده تا انتشار
8. سابقه، اعتبار و اعتماد عمومی
انتشاراتی که فقط «چاپ» میکند، ناشر نیست؛
انتشاراتی که مسیر نویسنده را میسازد، ناشر حرفهای است.
چرا انتشارات بینالمللی حوزه مشق، در فهرست بهترین انتشارات ایران قرار دارد؟
انتشارات بینالمللی حوزه مشق، طی سالهای اخیر به یکی از مراجعهگاههای اصلی نویسندگان در سراسر کشور تبدیل شده است؛ از نویسندگان کتاب اولی گرفته تا اساتید دانشگاه، معلمان، شاعران، پژوهشگران و نویسندگان حرفهای.
آنچه حوزه مشق را متمایز میکند، فقط حجم کتابهای منتشرشده نیست؛ بلکه نگاه تخصصی و انسانی به نویسنده است.
چاپ چه کتابهایی در انتشارات حوزه مشق انجام میشود؟
یکی از دلایل اصلی اعتماد نویسندگان، تنوع بالای حوزههای چاپ در انتشارات بینالمللی حوزه مشق است:
چاپ رمان و داستان کوتاه
چاپ شعر (کلاسیک، سپید، نو)
چاپ کتاب کودک و نوجوان
چاپ کتابهای آموزشی و مهارتی
چاپ کتابهای روانشناسی و توسعه فردی
چاپ کتابهای مذهبی و فرهنگی
چاپ کتابهای علمی و پژوهشی
چاپ ترجمه
تبدیل پایاننامه و رساله به کتاب
چاپ زندگینامه و سفرنامه
این تنوع نشان میدهد که حوزه مشق، ناشر تکبعدی نیست؛ بلکه یک انتشارات جامع و حرفهای است.
چرا نویسندگان کتاباولی حوزه مشق را انتخاب میکنند؟
کتاباولیها بیش از هر گروه دیگری آسیبپذیرند. انتشارات بینالمللی حوزه مشق برای این گروه:
مشاوره پیش از چاپ ارائه میدهد
اثر را بررسی میکند، نه صرفاً چاپ
نویسنده را آموزش میدهد
از اشتباهات رایج جلوگیری میکند
به همین دلیل است که بسیاری از نویسندگانی که اولین کتاب خود را در حوزه مشق چاپ کردهاند، برای آثار بعدی نیز همین انتشارات را انتخاب میکنند.
صداقت؛ مهمترین سرمایه انتشارات حرفهای
در فضای نشر، وعدههای غیرواقعی کم نیست. اما حوزه مشق:
اگر کتاب نیاز به بازنویسی داشته باشد، صادقانه میگوید
اگر زمان چاپ طولانیتر باشد، شفاف اعلام میکند
اگر اثری هنوز آماده چاپ نباشد، مسیر درست را پیشنهاد میدهد
همین صداقت، دلیل اصلی اعتماد نویسندگان است.
چاپ کتاب فقط آغاز مسیر است
بهترین انتشارات ایران، بعد از چاپ کتاب، نویسنده را رها نمیکند. در انتشارات بینالمللی حوزه مشق:
کتاب معرفی میشود
اخبار آن منتشر میگردد
نویسنده دیده میشود
رزومه نویسندگی شکل میگیرد
کتاب، سکوی پرتاب است؛ نه نقطه پایان.
اگر بهدنبال بهترین انتشارات ایران هستید، این یک پیشنهاد رسمی است
اگر شما:
نویسنده هستید
یا در حال نوشتن کتابید
یا سالهاست نوشتهای در کشو دارید
یا به دنبال چاپ حرفهای و آبرومندانه هستید
رسماً توصیه میشود برای چاپ انواع کتاب با انتشارات بینالمللی حوزه مشق ارتباط بگیرید.
بهترین انتشارات ایران، جایی است که:
نویسنده را جدی میگیرد
اثر را میفهمد
مسیر را بلد است
و به آینده شما فکر میکند
انتشارات بینالمللی حوزه مشق، انتخابی مطمئن برای کسانی است که چاپ کتاب را یک تصمیم مهم میدانند، نه یک کار عجولانه.
ارتباط برای مشاوره و چاپ کتاب
انتشارات بینالمللی حوزه مشق
چاپ تخصصی انواع کتاب در سراسر ایران
📞 ۰۹۳۹۳۳۵۳۰۰۹
ف
اگر بهدنبال بهترین انتشارات ایران هستید،
این جستجو از همینجا به پایان میرسد.
درخواست معرفي كتاب تازه “سراپرده خورشيد” اثر مرحوم استاد نافذ همداني
……………………………………………………………………………..
به نام خداوند عشق و زيبايي
خدمت شما عزيزِ فرهيخته و شريف و شايسته سرزمينم، سلام و عرض ادب دارم و بسيار خوشحالم كه در زمانه و زميني نفس میکشم و قدم برمیدارم كه شما نيز در اوج و باافتخار حضور داريد و زندگي میکنید.
ضمن سپاس بيكران از شما عزيز بزرگوار و تلاش فرهنگي و ادبیتان در وادي والاي قلم، اينجانب حميدرضا نظري، با كسب اجازه از جنابعالي، كتاب شعر تازه منتشرشده “سراپرده خورشيد” اثر مرحوم استاد اسماعيل صفريان متخلص به “نافذ همداني” از یاران نزدیک بزرگان وادي شعر و ادب؛ استاد مهرداد اوستا، استاد مشفق كاشاني، استاد كيوان سميعي، استاد قدسي خراساني و… جهت معرفي در آن سايت وزين، به شما عزیز مهربانِ اهلقلم و دل، تقديم میکنم.
خواهش و اميد بنده كوچك اين است كه معرفي اين كتاب و نيز شاعر آن “نافذ همداني” بهگونهای انجام شود كه درخور نام ايشان باشد و…
پيشاپيش به خاطر لطف و بزرگواري شما و ديگر ياران فهيم و شريف تان در آن سايت فرهنگي- ادبي، بسيار سپاسگزارم و برايتان شادي، سلامتي و سرافرازي آرزومندم.
حميدرضا نظري
09371208739
سخنی کوتاه درباره شاعر
(نافذ همداني؛ شاعري كه عشق و انديشه را به زبان كلاسيك پيوند زد؛ كسي كه جهان را حیرتانگیز میدید و حقيقت را فراتر از پندار آدمي میجست…)
اسماعیل صفریان متخلص به “نافذ همدانی” در سال 1314 در شهر همدان زاده شد و در شهریور 1372 در تهران چشم از جهان فروبست و در کنار بزرگانی چون مهرداد اوستا، مجتبی مینوی، کیوان سمیعی و محمدحسین مشایخ فریدنی به خاک سپرده و جاودان شد.
او شاعري بود كه حضورش در شعر معاصر، آرام و بیهیاهو اما عميق و اثرگذار بود؛ شاعري كه زندگي و شعرش هر دو برمدار انديشه، تأمل و صداقت میچرخید.
نافذ در نوجوانی راهی تهران شد و در بازار در حرفه فرشفروشی به فعالیت پرداخت. آشنايي عميق او با فرش ايراني، كه از دلِ علاقه و ذوق هنریاش برمیآمد، باعث شد بارها از سوی موزه فرش ایران مورد مشورت قرار گيرد. بااینهمه، دلمشغولی اصلي او از همان آغاز، ادبيات و شعر فارسي بود. او با جديت به مطالعه آثار فاخر ادب ایرانزمین پرداخت و بهطور پيوسته در انجمنهای ادبي حضور يافت.
از دوستان و همنشینان ادبي نافذ همداني میتوان به نامآوران وادی شعر و ادب؛ مهرداد اوستا، مشفق کاشانی، محمد گلبن، جواد آذر، نصرتالله نوح، کیوان سمیعی، سادات ناصری، محمدرضا حکیمی، قدسی خراسانی، حسین منزوی، محمدعلی بهمنی و بسیاری دیگر از شاعران و انديشمندان معاصر اشاره کرد.
باآنکه نافذ در انديشه، مستقل بود، با دوستاني از طیفهای فكري گوناگون – و گاه متضاد- ارتباطي عميق و پايدار داشت؛ پيوندي كه نقطه اتكاي آن، عشق مشترك به شعر و ادب پرمايه فارسي بود. او در قالبهای کلاسیک شعر فارسی ازجمله غزل، قصیده، مثنوی، چهارپاره و رباعی طبعآزمایی كرد. محتوای شعر نافذ را میتوان در دو محور اصلي خلاصه كرد:
نخست بیان احساسات و درونیات شاعر در مواجهه با جهان هستی كه بيش از همه در غزليات او جلوهگر است؛ و دوم نگاه انتقادی و هشيارانه به شرایط اجتماعی و اوضاع روزگار که در مثنویها و برخي غزلهایش نمود يافته است. در نگاه شاعرانه او جهان هستی سراسر حيرت است و حقيقت، همواره دورتر و دستنیافتنیتر از پندارها و باورهای ما قرار دارد؛ آن جا كه میگوید:”عقل دوراندیش را راهی بدین درگاه نیست”
از دید نافذ، عشق پدیده ای منحصر به فرد است که زندگی را معنا می بخشد.
این مقدمه را با دو بیت پایانی از شعر “سوز و گداز” که در آن عشق را حادثه ای یگانه و تکرار ناپذیر توصیف کرده است به پایان می بریم:
دود شد شمعی به خود پیچید و رفت ماند از پروانهای خاکستری
کی شود زان دود و خاکستر پدید خلوت سوزوگداز دیگری
……………………………..
سراپرده خورشيد
برخیز قفس بشکن و آهنگ سفر کن سیری به هوای دل آفاق سیر کن
در کوی شب ای شبنم جان جلوه گهی نیست صبحی به سراپرده خورشید سفر کن
چون نکهت جانبخش گل از پرده برون آی همپای صبا دست در آغوش سحر کن
بگشای پر همت و در پهنه پرواز پایان نظر نقطه پرواز دگر کن
غیر از تو کران تا به کران سد رهی نیست بگذار به ره گامی و از خویش گذر کن
گرداب عدم ساحل درماندگی تست چون موج به دریای طلب سینه سپر کن
آئینه هستی دل صاحبنظران است دل را به صفا پرده گلریز نظر کن
چون چشمه جوشان به رگ جوی روان شو وز بستر مرداب گرانخواب حذر کن
تا گوهر جان آب صفایی نپذیرد سیراب دل از چشمه خوناب جگر کن
گیرم که ز پی شام جهان را سحری نیست روشن به چراغی دل خود را چو گهر کن
“نافذ” به ره عشق ادب ورز و در این کار دل درگرو کلک دلآویز هنر کن
سوز و گداز
بارها شب تا سحرگاهان زدم واپسین گام نفس در کوی مرگ
تا مگر ریزم دریغی را بهپای از نهال زندگانی شاخ و برگ
***
آرزو را وقت بدرودن چه بود آنهمه بذری که از امید کاشت
کشت عمری لحظهلحظه خویش را تا کدامین کشته را بر جا گذاشت
***
لحظهها را حجله بند عمر گشت روزها و سالها آئینه دار
زان همه آمد شدن نقشی نبست کلک طراح گذشت روزگار
***
مزرعه بند زمان را تخم مرگ در زمین جلوهها چون زادن است
تا برآید سبزهای از زیرخاک دانهای در حالت جان دادن است
***
مرگ آن دانه سبب آمد که باز سبزهای دیگر نماید خویش را
تا چه خواهد زین همه غیب و حضور آنکه زاید نفس مرگاندیش را
***
کس ندانست و نداند در جهان اینهمه زادن برای مرگ چیست
چون بهاران را خزانی در پی است شاخهها را خرمی از برگ چیست
***
مرگ اگر جفت حیاتستی کجا مرده شمعی روشنی از سر گرفت
وز دیار شب به بال شعله زا تا دمصبح نخستین پر گرفت
***
شعلهای از جان شمعی سر کشید آتشی در خرمن پروانه زد
کس چه داند این دو قرعه فال را تا کدامین آگه دیوانه زد
***
دود شد شمعی به خود پیچید و رفت ماند از پروانهای خاکستری
کی شود زان دود و خاکستر پدید خلوت سوزوگداز دیگری
خبرگزاری کتاب ایران
https://www.ibna.ir/news/546173/%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B0-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF