روایت مستند یکی از سیاهترین جنایتهای روسیه تزاری در تاریخ معاصر ایران
تبریزِ خونین ۱۲۹۰؛ روایت مستند یکی از سیاهترین جنایتهای روسیه تزاری در تاریخ معاصر ایران
نویسنده:عزت الله مظفری روزنامه نگار و عضو هیئت مدیره انتشارات بین المللی حوزه مشق
شهری که ایستاد و بهای ایستادگی را با خون پرداخت
سال ۱۲۹۰ خورشیدی، تبریز نه فقط یک شهر، بلکه نماد مقاومت، آزادیخواهی و شرف ملی ایران بود. شهری که در متن نهضت مشروطه، پیشقراول مبارزه با استبداد داخلی و سلطه خارجی شد و همین ایستادگی، آن را به هدف مستقیم یکی از وحشیانهترین سرکوبهای تاریخ معاصر ایران بدل کرد. کشتار مردم تبریز به دست قزاقان روس، حادثهای اتفاقی یا مقطعی نبود؛ بلکه نتیجهی یک پروژهی حسابشده برای خاموش کردن صدای استقلالطلبی ایران بود.
زمینه تاریخی: تبریز، قلب تپنده مشروطه
پس از پیروزی اولیه نهضت مشروطه، ایران وارد مرحلهای حساس شد. ضعف دولت مرکزی، دخالت قدرتهای خارجی و اختلافات داخلی، کشور را در موقعیتی شکننده قرار داده بود. تبریز، با رهبری چهرههایی چون ستارخان و باقرخان، به مهمترین پایگاه دفاع از مشروطیت تبدیل شد.
همین نقش محوری، تبریز را به چشم روسیه تزاری – که منافع خود را در شمال ایران در خطر میدید – به تهدیدی جدی بدل کرد.
اولتیماتوم روسیه و بهانهی اشغال
در سال ۱۲۹۰ش، دولت روسیه با ارسال اولتیماتومی تحقیرآمیز به دولت ایران، خواستار اخراج مستشاران مالی و سیاسی خارجی و محدود شدن اختیارات دولت مشروطه شد. هرچند دولت ایران عملاً توان مقاومت نداشت، اما تبریز همچنان بهعنوان کانون مقاومت مردمی شناخته میشد.
روسها برای «برقراری نظم» و «حفظ منافع اتباع خود» بهانه یافتند و نیروهای نظامیشان را وارد تبریز کردند.
ورود قزاقان روس: آغاز فاجعه
با ورود نیروهای قزاق روس به تبریز، شهر عملاً به یک پادگان اشغالشده تبدیل شد. برخلاف ادعاهای رسمی، هدف این نیروها نه حفظ امنیت، بلکه درهم شکستن روحیهی مقاومت مردم بود.
گزارشهای تاریخی نشان میدهد که از همان روزهای نخست، رفتار قزاقان همراه با توهین، ضربوشتم، غارت اموال و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم بود.
کشتار مردم بیدفاع: جنایتی سازمانیافته
اوج فاجعه زمانی رقم خورد که قزاقان روس، بدون هیچ تمایزی میان زن و مرد، پیر و جوان، مشروطهخواه و غیرسیاسی، به مردم حمله کردند.
خانهها مورد تفتیش و غارت قرار گرفت، بسیاری از شهروندان در کوچه و بازار به گلوله بسته شدند و تعدادی از آزادیخواهان شناختهشده بهصورت علنی اعدام شدند.
این کشتار، نه واکنشی لحظهای، بلکه اقدامی برنامهریزیشده برای ایجاد «درس عبرت» در سراسر ایران بود.
اعدام آزادیخواهان: حذف نمادهای مقاومت
یکی از تلخترین بخشهای این فاجعه، اعدام علنی شماری از آزادیخواهان تبریز بود. افرادی که نقش فکری، فرهنگی یا اجتماعی در نهضت مشروطه داشتند، به اتهامهای واهی محاکمهی صوری شدند و بیدرنگ جان باختند.
هدف روشن بود: بریدن سر جریان مقاومت و ایجاد وحشت عمومی.
سکوت دولت مرکزی و خیانت قدرتهای جهانی
در حالی که تبریز در خون میغلتید، دولت مرکزی ایران ناتوان و منفعل بود. نه توان نظامی برای مقابله داشت و نه اراده سیاسی برای دفاع جدی از مردم.
قدرتهای جهانی نیز، که همواره شعار «تمدن» و «حقوق بشر» سر میدادند، در برابر این جنایت آشکار سکوت کردند؛ سکوتی که خود شکلی از همراهی با ظلم بود.
بازتاب اجتماعی و روانی فاجعه
کشتار ۱۲۹۰ تبریز، زخمی عمیق بر پیکرهی حافظهی تاریخی ایرانیان گذاشت. این واقعه نشان داد که استقلالخواهی بدون هزینه نیست و ملت ایران برای حفظ کرامت خود، بارها مجبور به پرداخت بهای سنگین شده است.
در عین حال، این سرکوب وحشیانه، نهتنها مشروطهخواهی را نابود نکرد، بلکه نفرت عمومی از سلطه خارجی را عمیقتر کرد.
تحلیل تاریخی: چرا تبریز هدف قرار گرفت؟
تبریز صرفاً یک شهر نبود؛ نماد «ایرانِ بیدار» بود. روسیه تزاری بهخوبی میدانست که اگر تبریز بشکند، سایر شهرها نیز مرعوب خواهند شد.
از همین رو، شدت خشونت در تبریز بیش از هر نقطهی دیگر بود. این منطقِ استعمار است: شکستن الگو، پیش از آنکه به الگو تبدیل شود.
درسهای امروز از فاجعه دیروز
کشتار ۱۲۹۰ تبریز، فقط یک حادثه تاریخی نیست؛ یک هشدار دائمی است.
این واقعه به ما میآموزد که:
استقلال، بدون آگاهی و مقاومت مردمی پایدار نمیماند
قدرتهای سلطهگر، در پسِ نقاب نظم و امنیت، آمادهی ارتکاب هر جنایتی هستند
فراموشی تاریخ، مقدمهی تکرار آن است
تبریز، حافظه زنده مقاومت
تبریزِ ۱۲۹۰، شهری بود که ایستاد، سر خم نکرد و بهای ایستادگی را با جان فرزندانش پرداخت.
یادآوری این فاجعه، نه برای زنده کردن اندوه، بلکه برای زنده نگه داشتن هوشیاری تاریخی ملت ایران ضروری است.
تبریز، همچنان نماد شهری است که نشان داد آزادی، هرچند سرکوب شود، هرگز نابود نمیشود.
روابط عمومی انتشارات بین المللی حوزه مشق