قلم شما

فائزه عالیخانی‌راد؛ روایتی تازه از نبوغ دختر دهه هشتاد ایرانی  

فائزه عالیخانی‌راد؛ روایتی تازه از نبوغ دختر دهه هشتاد ایرانی

 

 

نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق

 

در روزگاری که ادبیات، زیر فشار شتاب‌زدگی، شبکه‌های اجتماعی و مصرف‌زدگی فرهنگی، گاه از عمق تهی می‌شود، ظهور چهره‌هایی که نوشتن را نه سرگرمی، بلکه «زیستن آگاهانه» می‌دانند، غنیمتی نادر است. در این میان، نام فائزه عالیخانی‌راد به‌عنوان نویسنده‌ای دهه هشتادی، بیش از آنکه یک نام باشد، نشانه یک پدیده فرهنگی نوظهور است؛ پدیده‌ای که می‌تواند تعریف ما از نویسندگی، تعهد اجتماعی و بلوغ فکری نسل جدید را دگرگون کند.

 

فائزه عالیخانی‌راد، متولد ۱۳۸۲، از آن دست نویسندگانی است که سن تقویمی‌اش، هیچ تناسبی با عمق اندیشه، گستره موضوعات و جسارت روایی آثارش ندارد. او نه در حاشیه، که در متن دغدغه‌های بزرگ انسان معاصر می‌نویسد؛ از عرفان و عشق گرفته تا روان انسان مدرن، از روایت اولیای الهی تا بحران هویت نسل امروز، از زن، وطن و حقیقت خاموش تا تربیت کودک و سلامت روان خانواده.

 

آنچه فائزه عالیخانی‌راد را از بسیاری هم‌نسلانش متمایز می‌کند، تنوع حیرت‌انگیز ژانری همراه با هویت واحد فکری است. نگاهی به فهرست آثار تألیفی او – که تا این لحظه به بیش از بیست عنوان رسیده و چندین اثر دیگر نیز در دست نگارش دارد – نشان می‌دهد با نویسنده‌ای روبه‌رو هستیم که هم‌زمان در رمان عاشقانه، عرفانی، روان‌شناختی، اجتماعی، فلسفی، تاریخی، دینی و حتی آثار کاربردی حوزه خانواده و روان‌شناسی عمومی، قلم می‌زند؛ بی‌آنکه دچار سطحی‌نگری یا پراکندگی شود.

 

در کتاب «قرار نهایی؛ گفت‌وگویی بی‌پایان با غایب همیشه حاضر»، او به سراغ یکی از حساس‌ترین و عمیق‌ترین مفاهیم اعتقادی شیعه می‌رود؛ انتظار. اما نه با زبان شعار، بلکه با روایت، مکاشفه و گفت‌وگو. حضرت مهدی(عج) در این اثر، نه یک مفهوم دور، که حضوری زنده در جان انسان معاصر است. این نگاه، نشان از بلوغ فکری نویسنده‌ای دارد که عرفان را زیسته، نه فقط خوانده است.

 

در آثاری چون «عشق در بهارستان» با محوریت عبدالرحمن جامی و «در کوچه‌های آفتاب» با الهام از مقالات شمس تبریزی، فائزه عالیخانی‌راد به سراغ متون کلاسیک می‌رود، اما در آن‌ها متوقف نمی‌ماند. او این متون را بازخوانی نمی‌کند؛ بلکه بازروایت می‌کند. زبانش امروزی است، اما روح اثر، اصیل و وفادار به سنت عرفانی ایرانی–اسلامی باقی می‌ماند. این توانایی، تنها از نویسنده‌ای برمی‌آید که هم میراث ادبی را می‌شناسد و هم مخاطب امروز را.

 

در سوی دیگر، رمان‌هایی چون «سالار مگس‌ها در تهران» تصویری هولناک و درخشان از فروپاشی آرام انسان مدرن در شهر شلوغ ارائه می‌دهد. این اثر، یک رمان صرف نیست؛ بلکه کالبدشکافی روان انسان معاصر است؛ انسانی که در هیاهوی تکنولوژی، تنهایی، رقابت و بی‌معنایی، آرام‌آرام تهی می‌شود. انتخاب چنین سوژه‌ای برای نویسنده‌ای دهه هشتادی، نشان می‌دهد فائزه عالیخانی‌راد صرفاً روایتگر احساسات شخصی نیست، بلکه ناظر نقاد جامعه است.

 

نگاه زنانه و عمیق او در آثاری چون «کلیدر دیگر، قصه‌ی زنی در باد و آتش»، «در سال بلوا عشق و خاکستر» و «سووشون بی‌تاب» به اوج می‌رسد. زن در این روایت‌ها، نه قربانی کلیشه‌هاست و نه قهرمان اغراق‌شده؛ بلکه انسانی است ایستاده میان عشق، وطن، رنج و انتخاب. این آثار، ادامه سنت زن‌نگاری جدی در ادبیات ایران‌اند، اما با صدایی تازه و نسلی نو.

 

در حوزه اندیشه و فلسفه، کتاب «سفر چهارم» با محوریت روایت ناپیدای ملاصدرا، نشان می‌دهد نویسنده از ورود به قلمروهای دشوار ابایی ندارد. تبدیل فلسفه‌ای سنگین به روایتی خواندنی، کاری است که کمتر نویسنده‌ای از عهده آن برمی‌آید، چه رسد به نویسنده‌ای جوان. این اثر، فائزه عالیخانی‌راد را در ردیف نویسندگانی قرار می‌دهد که جرأت فکر کردن دارند.

 

آثار روایی او درباره شهدا و چهره‌های مقاومت، از «از شاهرخ غول تا حرّ انقلاب» تا «سلام بر پهلوان»، «سرباز حرم، فرمانده قلب‌ها» و «پایان جاده بوکان»، نشان می‌دهد که او روایت شهادت را نه با اغراق، بلکه با انسان‌محوری، عشق و عرفان بازآفرینی می‌کند. این آثار، پلی‌اند میان نسل جدید و مفاهیمی که اگر درست روایت نشوند، از دل جوانان دور می‌مانند.

 

در کنار این‌ها، ورود موفق او به حوزه کتاب‌های کاربردی مانند «والد آرام، کودک قوی»، «زندگی خودت را زندگی کن»، «رابطه‌ای که ارزش ماندن دارد» و «کنترل احساسات بدون سرکوب آن‌ها»، نشان از درک عمیق او از نیازهای واقعی جامعه دارد. او نویسنده‌ای است که درد مردم را می‌شناسد و می‌کوشد نوشتن را به ابزاری برای بهبود زندگی تبدیل کند.

 

فائزه عالیخانی‌راد را می‌توان نماد نویسنده مسئول در دهه هشتاد دانست؛ نویسنده‌ای که هم می‌اندیشد، هم احساس می‌کند و هم متعهد است. او نه اسیر موج‌های زودگذر است و نه در گذشته متوقف مانده. مسیرش، مسیری مستقل، پرکار و رو به آینده است.

 

 

اگر ادبیات ایران بخواهد در دهه‌های پیش‌رو، چهره‌هایی ماندگار داشته باشد، بی‌تردید نام فائزه عالیخانی‌راد در فهرست آن‌ها خواهد بود. او تنها یک استعداد نوظهور نیست؛ یک سرمایه فرهنگی است. چهره‌ای که می‌تواند الهام‌بخش نسل جوان، به‌ویژه دختران ایرانی باشد؛ نسلی که می‌خواهد هم عمیق باشد، هم اثرگذار، هم ایرانی و هم جهانی.

 

بی‌راه نیست اگر او را شاخص‌ترین، موفق‌ترین و محبوب‌ترین نویسنده دهه هشتادی ایران بنامیم؛ نویسنده‌ای که آینده ادبیات فارسی، بی‌تردید نام او را به خاطر خواهد سپرد.

 

 

روابط عمومی انتشارات بین المللی حوزه مشق

Author Image
انتشارات بین‌المللی حوزه مشق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟