اثری از علی سعید جلالی از شاعران انتشارات حوزه مشق
با طنینِ دورِ آسمان و خندههای رعد بر طبیعت، نگاه را تقدیمِ نوازشِ نمنمِ قطراتِ باران کرد بر شانههای چترِ سیاهِ آویزان. تکیه بر دیوارِ طوسی، و نفس… انگشتانِ شوق بر سینهام مینواخت ༺༺༺༻༻༻ چشمانِ غروب و حکایتِ نگاه… از نرسیدنِ بنفشه به مشامِ او حاکی بود اینجا بویِ همهچیزِ وحشی، رامنشده میدهد، حتی هوا… تمنای نوازشِ مرا از برگِ مادری که حسِ آسمانی، همچو آب، دارم ༺༺༺༺༻༻༻༻ در آغوشِ زمین، شب را رویِ خود کشیدم آن چشم و نیمرخ که به چراغِ آسمان بود، میدیدیم، حتی آوایِ درختهایش شاعر : علی سعید جلالی از قلم...