قلم شما

اثری از محسن زید علی از شاعران انتشارات حوزه مشق

کوه..... باید اول کوه باشی در سکوت باورت برف سرمای زمستان تا ببارد بر سرت روزگار از شادی گل‌های پاییزی نوشت ‌‌بشکند دستش که می چرخد به روی دفترت ای درختِ سوخته از باغ پاییزی ‌‌چه‌ سود! ‌‌باد با خود می برد جا مانده ی خاکسترت ‌‌پادشاهی بوده ای در اوج زیبای غرور حال باید خم شوی در پیش پای نوکرت ای عقابی که به اوجِ آسمانت رفته ای روزگاری ساده می ریزد همه بال و پرت از غزل تنها همین یک جمله می ماند به جا زخم ها بسیار ،اما مرهم ات چشمِ ترت...........     محسن زید علی...
قلم شما

اثری از محسن زید علی از شاعران انتشارات حوزه مشق

‌‌باران ... آتش گرفته خرمن و باران نمی چکد از ابرِ تنگ دستِ زمستان نمی چکد ای آسمان نگو به تماشا نشسته ای ای آسمان نگو به خیابان نمی چکد دیگر برای شستن بالِ کبوتری یک قطره از خساستِ آبان نمی چکد ما آشنای گَرد و غبارِ همیشه ایم ابری برای غربتِ ایران نمی چکد حتی به جای پنجره بغضی نهفته گفت آبی به پای دامن گلدان نمی‌ چکد بغضِ غزل شکست ولی قطره ای هنوز از چشم های خشک کماکان نمی چکد.......   محسن زید علی       از قلم تا جاودانگی... با شما! انتشارات حوزه مشق با...
قلم شما

اثری از محسن زید علی از شاعران انتشارات حوزه مشق

‌‌گاه گاهی دل خوشم...... من شراب کهنه ام در خُمره های روزگار ‌تلخی ام را می چشد هر کس بنوشد بی گدار ‌مثل ایوب  نبی از صبر لبریزم  ولی وای از روزی که از دل می رود صبر و قرار آدمی با سیب و گندم طعمه ی ابلیس شد ‌‌من ولی با گوشه ی چشم و نگاهی آزگار مثل کودک های تنبل باز بی مشق شبم گاه گاهی دل خوشم با خنده ی آموزگار گاه باید با تنی خسته نبردی تازه کرد گاه باید شیر باشی در تقلای شکار باغ بی برگی نصیبِ باغبان خسته شد هر چه در تقویم...
قلم شما

اثری از محسن زید علی از شاعران انتشارات حوزه مشق

‌یه تار مو چندین گل خشکیده من روحِ سرگردانِ شهرِ بی در و پیکر من بی تو در تنهایی ویرانه ای دیگر من بی تو هر شب زخم های تازه ای دارم از حرف های مردمِ بی کار و خیره سر شاید برای عشق ما ترحیم می گیرند با این مراسم ها وگل‌هایی که شد پرپر از لای دفترهای شب های غزلخوانی یک تار مو ،چندین گلِ خشکیده ی دیگر آغوشِ گرمت را کجا باید تقاضا کرد؟ وقتی اتاقم را  گرفته بوی گل در بَر آخر خیالم از تو یک قدیسه می سازد آخر مرا آخر مرا آخر مرا آخر..............‌‌...
قلم شما

آثاری از هنرمند فرهیخته محسن زید علی

خدای دل مرا خدای دلم بی خطر نمی خواهد خلیلِ بت شکنِ بی تبر نمی خواهد همیشه کنجِ قفس آشیانه خواهد کرد پرنده ای که دلش بال و پر نمی خواهد شبیه قله بیاموز سر بلندی را دلت هوای زمین را اگر نمی خواهد نترس،پای همه وعده های داده بمان که ماندن از سرِ عادت جگر نمی خواهد به بوسه ای ببر از عشق تلخ کامی را حلاوتی که تو داری شکر نمی خواهد بگو کتابی از احساسِ شعرهای منی به شاعری که از این بیشتر نمی خواهد   🌹     صائب من صائبم و تو هم که تبریزِ...
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟