اثری از پیمان ملک محمدی از شاعران انتشارات حوزه مشق
شهریارا با صدایت خوانده ام اشعار به نظم... سال هارا که گذشت از ما سخن در وصف غم... پیر که نه اما ولی یاد جوانی را دگر با ما نبود... غصه آنقدر بسیار بوده و هست فکر ما تنها نبود... در این گرد باد نبودیم ناگه افتادیم به دام... دست و پا هرچه زدیم مارا نبود اینقدر دوام... چشم پروین و فروزان هرچه بود ما بیخیال... زخم یاران سهم ما شد در آن احوال و حال... بلبل شوق دل ما بود هرچه بود هر چه گذشت... همت شیرین چه فایده تبر به دست فرهاد شکست... بی ثمر بود عشق فرهاد...