اثری از شهناز عیدی وندی «دریا» از شاعران انتشارات حوزه مشق
جهان من... جهان من چه آشوب است جهان من چه پر بلواست یکی در دام عشق گیر است یکی در بند اعدام است یکی بر قله ی حکم و عدالت ها یکی چشمش به میزان است یکی در حسرت یک لقمه نان مانده یکی رویای آزادی به سر دارد یکی در زیر بار حجم اندوهی کمر خم کرده و دیگر برای رفتن و رفتن ندارد ذره ای امید... کدامین نحو باید دید... کدامین نحو باید شست چشم ها را که دیگر شستن چشم هم حقیقت را نمی بیند... جهان من چه پر بلواست... چرا با این همه آدم کسی هم...