اثری از فاطمه قربانی ( پروانه آرا) از نویسندگان انتشارات حوزه مشق
شاخسار مرگ سیروان پشت عینک دو بعدی خودش، گندمزار مرگ ماهی داخل حوض را سرک میکشید. فانوس نیمه شب سکته زده را از هیزم های نیمه خیس خورده ی مزرعه بیرون میکشید و به اندوهبار روی بام خانه های مشکین شهر، خیره میشد. چریغ آفتاب، زنگوله های گوسفند را آویزان میکرد به لب در و تا شب، سراغ نیششان نمی رفت. کلاهک نیمه لیز خورده ی مدرنیسم کج کرده توسط باد را بر سرش میگذاشت و پناهنده میشد به ناکجاآباد چراگاه!! سیروان کاسه آبگوشت با ماست رو هورت میکشید و نم نم باران را به چشم میدید و از...