قلم شما

آثاری از هنرمند فرهیخته محسن زید علی

خدای دل مرا خدای دلم بی خطر نمی خواهد خلیلِ بت شکنِ بی تبر نمی خواهد همیشه کنجِ قفس آشیانه خواهد کرد پرنده ای که دلش بال و پر نمی خواهد شبیه قله بیاموز سر بلندی را دلت هوای زمین را اگر نمی خواهد نترس،پای همه وعده های داده بمان که ماندن از سرِ عادت جگر نمی خواهد به بوسه ای ببر از عشق تلخ کامی را حلاوتی که تو داری شکر نمی خواهد بگو کتابی از احساسِ شعرهای منی به شاعری که از این بیشتر نمی خواهد   🌹     صائب من صائبم و تو هم که تبریزِ...
قلم شما

اثری از بانوی هنرمند رویا رشن

نُت پایانی   رایحهٔ منو هیشکی نمیشناسه بیتابُ مغروره....مالِ توئه...خاصه عطرمو وقتی فقط حس میکنی که تو آغوشِ خودم رها بشی بو کنی لحظهٔ دیدارِ منو...واسه آرزوم ی ناخدا بشی منو یک جائی به رویام برسون...به نهایتِ طپش های دلت تو همون لحظهٔ حیرت آورِ شبِ آفرینشِ آبُ گِلِت با تو من ی قطره نورُ شبنمم....میچکم...رو شونهٔ تو میچکم عطرمو فقط خودت حس میکنی...نُتِ پابانشو با تو میزنم گوش کن به صدای سوختنِ هیزُمِ بخاریِ اتاقِ من به گُلِ زنبقِ پیرهنم ببار....به شبِ بیتابم آهنگ بزن من کجای این جهانم باتو....با تو سوسو میزنم ی جای دور با تو از...
قلم شما

اثری از بانوی هنرمند مهناز نیکفر منتشر شد

حسرت یک خاطره بود که می‌سوخت. از خودم از پیراهن تنهایی پوست انداخته بودم به  خواب پروانگی و نمی‌دانستم پرواز بی بال‌های تو دویدن بر آب است!   از کدام گل بلند شوم که بال به داغ نرسد؟ ای چکیده از من ای شمع در انتهای هر سطر ای عزیزترین پیراهن بر تن.   ازین شب عقیم دل به یوسف کدام چاه حواله کنم که ماه یاد تو را در نگاهم سقط نکند؟   ای نگهبان شعله در من با دست‌های بی‌تو در سوگ سرد شمع به تشییع نور نشسته‌ام بگو از کدام سلام به تکرار خاطره بر می‌گردی مهناز...
قلم شما

اثری از هنرمند فرهیخته جواد ابراهیمی_انتشارات حوزه مشق

حماقت زهرا  اصرار داشت ک دوستانش و اعضا خانواده کاملیا صداش کنند خودش توی یک اتاق زندانی کرده بود و بیرون نمی آمد . عقربه های ساعت دیواری،   ۱۱ صبح  نشون میداد و کاملیا هنوز توی اتاق بود و به سوالات مادرش جواب نمی‌داد ، مادر کاملیا  همچنان اصرار داشت زهرا صداش بزنه .خودش جسبونده بود به درب اتاق  و هی صداش میزد زهرا جون بیداری ؟ مریض که  نیستی چرا درو باز نمیکنی ساعت ۱۱ است و تو هنوز از اتاقت بیرون نیومدی چی شده دخترم ! دارم نگران میشم این درلعنتی باز کن می‌خوام ببینمت می‌خوام ببوسمت...
قلم شما

اثری از بانوی هنرمند مائده غریبی نظرلو_انتشارات حوزه مشق

اگه هیچ وقت بهار نیاد چی؟ اگ زمستون دلت اونقدر شدید باشه که بهاری نیاد چی؟ من وسط بهار از دست دادمت.. وقتی چشاتو بستی زمستون قلبم شروع شد .. گفتن خوب میشه،بهارت میاد دوباره.. نیومد..یکسال گذشته اما بهاری در کار نیست.. نه تنها بهار گرمای تابستون،عاشقانه های پاییز هم نیست..شکوفه ای نیست شکفتنی هم درکار نیست.. سرمای مطلق تنها چیزیست که حس میشه.. دوست داشتم بگم کاش برگردی..اما خوب میدونم که برگشتنی در کار نیست... کاش هیچ وقت هوس رفتن نمیکردی،کاش میفهمیدم داری میری.. شاید اونموقع یکم بیشتر تو سیاهی چشات نگا میکردم،موهاتو مرتب میکردم،می بوسیدمت و محکم بغلت...
قلم شما

آثاری از بانوی هنرمند سارا مجیدی

علف های هرز نا امیدی را از باغچه های خیالم هرس کرده ام من در روزگار خاکستری امید را در آغوش گرفته ام و تاب آورده ام دشواری این راه را به گامهایم جان تازه بخشیده ام در دلم درخششی پدید آمد من اهل بیراهه ها نیستم رهسپار مقصدی روشنم حتی بی فانوس راه را خواهم یافت   ❤️💎 میان ما و زمان دریچه ایست به نام امید که انعکاس صدای آمال هایمان درون ذهنمان جاریست آرزوهایمان سالهاست میان بقچه ای در پستو جا مانده بیاوریم و بگشاییم شاید خاک برخاسته از آن ها روی بال‌های مرغ آمین نشیند نبض...
قلم شما

نوشته ای از بانوی هنرمند پری سیما نبی زاده

    یوسف‌ام گمگشته ای زاهده معروف به شعر شاعری را تو اگر بد بلدی راست نویس دلِ‌دلداده به دلدار رسیدن دارد می دلدار لبانیست چشیدن دارند آدمی گر که رسد در ره عشق عاشقی حس عجیبی ست که دیدن دارد پری سیما نبی زاده 💎❤️ روابط عمومی انتشارات بین المللی حوزه مشق https://hozeyemashgh.ir
قلم شما

اثری ناب از بانوی هنرمند کویستان عبدالحکیمی

میان باور و تردید گیرم. ومثل سهره در بندی اسیرم. میان عشق و ایمان مانده ام من نمیدانم کدامین را بگیرم   کویستان عبدالحکیمی_ کردستان ❤️💎 روابط عمومی انتشارات بین المللی حوزه مشق https://hozeyemashgh.ir  
قلم شما

اثری زیبا از بانوی هنرمند الهه کوره چی

من همان شاعر پُر دغدغه ی شهر توام من همان آدم مجنون شده ی بحرِ توام من همان آدم سرسخت پیِ باختنم من همان شاعر اهل قلم و ساختنم من همان قلب پر از حادثه ی بیمارم من همان درد نگفته خالی از تکرارم من همان روز پر از دلهره می دانی من همان شعر پر از درد و پر از ویرانی من همان فکر پریشان و پر از تردیدم که از اندوه ِ نگاه تو کمی ترسیدم شاعر شهر توام کاش به بادم ندهی رفتن و دور شدن را تو به یادم ندهی!   الهه کوره چی ❤️💎 روابط...
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟