اثری از رویا ابراهیمی از شاعران انتشارات حوزه مشق
( پاییز و عشق) من از میانِ برگهای افتاده، راهِ دلتنگیات را پیدا کردم. هر نسیم، نامِ تو را در گوشم زمزمه کرد و فهمیدم که عشق، هنوز در هوای پاییز جاریست. نگاهت در خیالِ من روشن مانده، مثل شمعی که در غروب خاموش نمیشود. اگر کنار پنجرهی خاطرات نشستهای، بدان من هم هر صبح، به سمت همان آسمان نگاه میکنم که تو آرزوهایت را به آن سپردهای. پاییز برای من، آغازِ دلتنگی نیست... آغازِ عاشق شدنی دوبارهست به یادِ تو، به امیدِ دیدارت در جشنِ بارانیِ آخرِ پاییز. ✍️#رویا_⭐ابراهیمی از قلم تا جاودانگی... با شما!...